الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
73
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
و مباحث الهيات رونق بهسزايى پيدا كرده است و همين تعاكس نسبت را ما خودمان نيز مىتوانيم با وجهى آسانتر بيازماييم . گاهى به قدرى گرفتارىهاى ما زياد مىشود كه از كارهاى روزمره هم بازمىمانيم . ولى با كاسته شدن گرفتارىها به پرداختن امور روزمره برمىگرديم . در همين جهان پرجاروجنجال امروزه اگر به افرادى از بشر كه نسبتاً فراغتى دارند و يا بهواسطهء مواجهه با خطرهاى هولناك و حوادث سهمگين مثل زلزلهها و سونامىها كه دستشان از هر وسيله و سببى از اسباب نجات ، كوتاه مىشود سرى بزنيم خواهيم ديد كه بهتر و نيكوتر دلدادهء اين بحث بوده عنايت ذهنى و استعداد فكريشان در مباحث متافيزيكى بيشتر است ، و همين افراد همينكه از گوشهء فراغت يا از چالهء خطر بيرون آمده پاى به صحنهء كار و كوشش روزانه گذاشته سرگرم تكاپوى زندگى مىشوند دوباره فراموشكارى را از سرگرفته و نسبت به مسايل معنوى سست مىگردند . قرآن بدين حقيقت اشاره مىكند : « فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ » ؛ « 1 » وقتى مشركين يا منكران خدا سوار بر كشتى مىشوند و دريا طوفانى مىگردد و بسا ممكن است احتمال بدهند كه كشتى آنها غرق مىشود با كمال اخلاص به گريه و زارى پرداخته به ما پناه مىآورند ولى هنگامىكه آنان را نجات مىدهيم مجدداً از خدا غفلت مىكنند به شرك خود ادامه مىدهند ، مىگويند : تصادف يار و همراه ما شد و كشتى ما غرق نشد ، آرى طبيعت بشر چنين ايجاب مىكند هنگامىكه به بيمارىهاى صعب العلاج گرفتار مىشود و يا در بنبست زندگى قرار مىگيرد وجدان خفته او بيدار شده به خدا پناه مىبرد و همينكه گرفتارىها بر طرف شد مجدداً از توجه به خدا روى برمىگرداند و سرگرم زندگى و عيشونوش مىشود و گاهى هم كه گرفتارى نداشته و به خويشتن بازگردد و به غفلت اين جهان و سرانجام آدميان فكر كند به حكم تمايل ذاتى و انگيزهء
--> ( 1 ) . عنكبوت ، آيه 65 . .